رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

روزت مبارک کودک ما

دخترم یا پسرم روزت مبارک. عزیز بابا این اولین تبریک زندگی توست.از طرف پدری که سراسر وجودش و تمام قلبش برای دیدن روی ماهت پر از اشتیاق و انتظاره. این روزها حس شادی و البته حس مسئولیت بزرگ درونم شکوفا شده و این چیزی نیست جز حس مفهوم پدر شدن و این حس قشنگ را مدیون گلی مثل تو هستم. عزیزم مامانتو اذیت نکن و سالم دنیا بیا. بدون ما خیلی دوستت داریم. ...
28 بهمن 1390

تقدیم به مادربزرگهام و پدربزرگهام

پدربزرگ خوبم همیشه مهربونه... وقتی پیشم باشه برام کتاب میخونه.... مادربزرگ نازم خیلی برام عزیزه... وقتی غذا می پزه خوشمزه ولذیذه... وقتی با اونها باشم غصه و غم ندارم.. دنیا برام قشنگه هیچ  چیزی کم ندارم.  ...
28 بهمن 1390

ازمایش غربالگری در هفته 16

هفته گذشته وقت دکتر داشتم  خانم دکتر گفت همه چیز نرمال بعد   ازمایش غربالگری نوشت گفت حتما این ازمایش رو بده واسه نی نی خوبه فرداش با مامان جونی رفتیم  ازمایشگاه بهار ازمایش خون دادم اون روز اولین برف زمستونی اومد خیلی قشنگ بودامروز رفتم جوابو گرفتم به دکترم نشون دادم گفت  همه چیز خوبه منم خیلی خوشحال شدم
30 بهمن 1390

اولین خرید

بند انگشتی مامان امروز بابایی رفت برات چندتا بلوز خرید اخه خیلی واسه اومدنت ذوق میکنه این هم عکسهاش ببین چه خوشگله من که خیلی خوشم اومد ...
28 بهمن 1390

نی نی من در 6 هفته

سلام عزیز مامان شما الان یک نی نی ٦ هفته ایی هستی.انقدر نی نی خوبی هستی که اصلا منو اذیت نکردی بابایی چیزهای خوبی میخره تا من بخورم که نی نی تپلی بشه عزیزم الان اندازه یک عدس هستی قد ٤تا.٥ میلیمتر هست قربون اون هیکل ریزت ...
30 بهمن 1390

آغاز زندگی

امروز 15 مهر 90 . من دیشب متوجه شدم که تو عشق مامان و بابا توی دلمی. اولش باورمون نمیشد وقتی آزمایش خون دادم مطمئن شدم که تو اومدی. عزیزم دوستت دارم. ...
28 بهمن 1390

در انتضار رسیدن

مینوسم از کودکی که آرام آرام در درونم رشد می کند و روزی او را در آغوش می گیرم. برای کودکی که ثمره عشق ماست و با آمدنش دنیای ما را رنگین کرده و می نویسم از روزهای انتظار آمدنش و روزهای شیرین که شاهد رشد نوگل زندگیمان هستیم و می نویسم از روزهای به ثمر رسیدن میوه زندگی مان.    ...
28 بهمن 1390